عشق








رفتی سفر تنها شدم همبستر غمها شدم
از درد تو ای بی وفا
قطره بودم دریا شدم...
ولی دوستت دارم!

![]()
دلم تنگ است اين شبها يقين دارم که ميداني
صداي غربت من را ز احساسم تو مي خواني
شدم از درد تنهايي گلي پژمرده و غمگين
ببار اي ابر پاييزي که دردم را تو ميداني...



پرسیدم عشق چیست؟
گفت آتش است.
گفتم مگر آنرا دیده ای؟
گفت نه در آن سوخته ام!


من آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستیم یک قلب پاک است
که آن را زیر پایت می گذارم...




وقتي هستي،نيستم...
وقتي نيستي،هستم...
وقتي هستم،نيستي...
وقتي نيستم،هستي....
اي همه ي نيست شده ي هستي من،
هستي من نيست ميشود وقتي تو نيستي
![]()













بیچاره این دل من فکر می کنه باهاشی
فکر میکنه نباشه نمی تونی که باشی
فکر میکنه همیشه دوستیا با دوومن
تو رویای که داره قلبا چه مهربونن
اما خبر نداره که عشقا ناتمومن
تو رویایی که داره دلا نا مهربونن
نمی دونه نبودش واسه کسی مهم نیست
نمی دونه تو دنیا هیچکسی مهربون نیست
هیچ اشکالی نداره دلا که عقل ندارن
نمی دونن هنوزم مهره ی روزگارن


![]()




![]()







من حریم عشق را نشناختم
بی مهابا با دلم هی تاختم
او برفت از دست من آخر چرا
پا فراتر از گلیم انداختم
به سیم ناز مژگانت زنم تار
که آوایش رسد بر گوش نیزار
مکن کوک آن نگاهت رو تو یک دم
که یک لحظه خودم را میزنم دار
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
منم دریا دگر آن ساحلم کو
درخت بی برم آن حاصلم کو
ندارم که قراری را شب و روز
بدنبال دلم پس آن دلم کو

بیا ای شمع آتش بر دلم کن
بسوزان و دگر خاکسترم کن
نباشم گرد تو هر دم منه زار
مرا از این دل خون راحتم کن















به جای اشک من خون بارم امشب
قدح آرید که من خون آرم امشب
دل شیدای من رفتست ز دستم
به سینه جای خالی دارم امشب















در این زندان دلی صد پاره دارم 
شده گردونه سر آواره دارم
نباشد مرحمی را از بر دل
که زخمی را پر از آوازه دارم

چشمان مرا به چشم هایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق ِ قانون وداع
یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد

نقش كردم رخ زيباي تو بر خانه دل...
خانه ويران شدوآن نقش به ديوار بماند...
اي دل! چو فراق يار ديدي خون شو
اي ديده! موافقت کن و جيحون شو
اي جان! تو عزيز تر نهي از يارم
بي دوست نخواهمت ز تن بيرون شو


و باز این آسمان غم زده غرق ستارهاست










بالاخره فتح کردم
اوج تنهایی را
اما ...
اولین نفر نبودم




کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی حس جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگر اغاز حیات
تا به جایی که خدا می داند





من می دونم که عشق آتش زندگیه،یا می سوزونه ویا پاک می کنه...
کـــو چنان یاری کــه دانـد قــــدر اهــل درد چیست؟
چیست عشق و کیست مرد عشق و درد مرد چیست؟


عشق لالائی بارون تو شباس 


نم نم بارون پشت شیشه هاس

...

لحظه ی عزیز با تو بودنه


آخرین پناه موندن منه

...

تو خود عشقی که همزاد منی


تو سکوت منو فریاد منی

...

وقتی دنیا درد بی حدی داره


تویی که فریاد دردای منی


دلبسته ي کسي شدم ، که عاشقي بلد نبود
تو شب تاريک دلش ، نشوني از سحر نبود
خواستيم با هم تو شهر عشق ، بريم پي يکي شدن
فهمیدم از برق چشاش ، مردم ، مرد سفر نبود

دلم گرفته آسمون
نمی تونم گریه کنم
شکنجه می شم از خودم
نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها
رو سینه ی من اومده
آخ داره باورم می شه
خنده به ما نیومده ...

کاش
کاش دل بادیده اش بیگانه بود
بی خبرازجام وازپیمانه بود
کاش عاقل می شدم من مثل او
یاکه اوچون من کمی دیوانه بود![]()


اگه يه روز من مُردم
و تو منو دوست داشتي
پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي
رو روي قبرم بذار
تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم
... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت ..
ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو ک
ه با خون خودم سرخشون کردم
، برات هديه ميکنم
وعاشقانه کنارت جون ميدم
تا بدوني هيچ وقت تنها نيستي![]()

چقدر سخته
توي چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديده
و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني![]()
و بجاي انکه لبريز از کينه و نفرت![]()
شي حس کني هنوزم دوسش داري



صبر کردن دردناک است .
فراموش کردن دردناک است .
اما اینکه ندونی صبر کنی یا فراموش کنی
دردناک تر است .![]()
![]()
![]()

زندگي تفسير سه کلمه است :
خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن ...
پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

کاش
کاش دل بادیده اش بیگانه بود
بی خبرازجام وازپیمانه بود
کاش عاقل می شدم من مثل او
یاکه اوچون من کمی دیوانه بود![]()

من اگر می دانستم
که چه دردی دارد جنگیدن به خاطر چیزی که وجود ندارد
شاید هرگز برای هیچ کس مخصوصا تو نمی جنگیدم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي ك
ن
دوست دارم به اون خدای مهربون
دوست دارم به نامه های بی زبون
دوست دارم از اون زمین خاکیمون
دوست دارم تا دور دورای آسمون

امشب به قصه دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی

تکه های قلبم را
با تو قسمت می کنم
شاید هیچ اثری بر این سرمای زمستانی
نداشته باشد اما. . .
برای لحظه ای می توانی
گرمای عشق واقعی را
در دستانت حس کنی!!!

انتقام
می گیرد
یک روز
خوشحال است
و آنکه
می بخشد
یک عمر. .

فلک جز عشق،محرابی ندارد
جهان بی خاک عشق آبی ندارد
غلام عشق شو کاندیشه اینست
همه صاحبدلان را پیشه اینست
کسی کز عشق خالی شد فسرده است
گرش صد جان بود، بی عشق مرده است
تو که میدونی من بی تو ...
تو بی من یعنی حسرت
نرو........نرو
بنام انکه غريبي را بنا کرد
غريبي را نصيب ما دو تا کرد
واسه يه بار مي خوام بين منو بين دلش جنگ بشه
نمي خوام عشقي که اون نداره کمرنگ بشه
من فقط يه چيز از خدا مي خوام،
دلم مي خواد واسه يه بارم که شده دلش برام تنگ بشه

نمی گم خطا نکردم من که ادعا نکردم همه گفتن بی وفایی ولی اعتنا نکردم
راهی سفر شدی تو من دلم می خواست بمونی
واسه موندن تو اما به خدا دعا نکردم
توی کوچه ی رفاقت یه سلام جواب ندادم
تو دلم تویی اونو با کسی آشنا نکردم
می دونم دوستم نداری حتی قد یه قناری
ولی عاشقم هنوزم بدون اشتباه نکردم
زیر دین ناز چشمات عمریه دارم میسوزم
تا خاکستری نشه دل دینمو ادا نکردم
نامه های عاشقونه با نشونه بی نشونه اما از کسای دیگه ست
پس اونارو وا نکردم
وقتی که دیگر نبودم به بودنم نیازمند شد
وقتی که دیگر رفتم به انتظار آمدنم نشست
وقتی که دیگر نمی توانستم دوستش بدارم او مرا دوست داشت
وقتی که من تمام کردم او شروع کرد.........وقتی من به پایان رسیدم او آغاز شد
و چه سخت است تنها متولد شدن ...... مثل تنها زندگی کردن ...
مثل تنها مردن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
با نوازش دستانی که
همين روزها با من است ـ
همين فردا برای چشمانت
می ميرم ...

قرار بر اشاره آسمان بود
که دريا را بيقرار موجهای گمشده اش می کرد...؟!
ان قدر نفس می کشم تا
تمام شود هوايی که
سراغ تورا می گيرد...
دلم واست تنگ شده و به همين راحتی خطش می زنم!
م..ی..ب..ی..ن..ی؟!
![]()
زمین را گلباران کردی
می دانستی دلم لرزید
شوق دیدارت در ان شب ها
خواب را از چشمانم زودود
افسانه ای شد دیدارت
کاش افسانه واقعیت می شد
دل تنگ شده...
کاش زمان رسیدن می رسید



به اوگفتم :
مردوست داری؟
گفت:بله
گفتم:مثلاچقدر؟
گفت: به اندازه ستارهای آسمون
به آسمون نگاه کردم ودیدم آسمان ابریست

همه میگن آدم باید برای رسیدن
به عشقش از تموم دنیا
بگزره
ولی توکه دنیای منی چطور ازتو بگزرم

توکه یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشدتو باشی و مرا غم ببرد
من غم رادر سکوت
وسکوت را درشب
وشب رابه خاطره
اندیشیدن به تو دست دارم

زندگی را در عشق
عشق رادرقلب
وقلب رابه خاطره اینکه
آشیانه توست دوست دارم

در جوانی قصه خوردم
هیچ کسی یادم نکرد
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم کرد
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد


خدایا
رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد
قوتم بخش تا نانم وحتی نامم را در خطر
ایمانم افکنم
خدایا /
به من چگونه زیستن را بیاموز
چگونه مردن را خود خواهم آموخت:
خدایا /
به من زیستنی عطا کن
که در لحظه مرگ :
بر بی ثمری لحظه ای
برای زیستن گذشته است .
حسرت نخورم :
و مردنی عطا کن
که بر بیهو دگی اش سوگوار نباشم:
در تاريکي شب 3 شمع روشن کردم
اولي براي بودنت
دومي براي ديدنت
سومي براي بوسيدنت
و در اخر همه را خاموش کردم براي در آغوش کشيدنت
کامه
متين ترين كلمه "عشق" است.
جذاب ترين كلمه "آشنايي" است.
پاكترين كلمه "وجدان" است.
تلخترين كلمه "جدايي" است.
زشترين كلمه "خيانت" است.
سخت ترين كلمه "تنهايي"
بد ترين كلمه "بي وفايي " است.

